چشمۀ چشمهایش

اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ شاعِرٍ شَعَرَ حَقَّ چَشْمْ هایَشْ

چشمۀ چشمهایش

اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ شاعِرٍ شَعَرَ حَقَّ چَشْمْ هایَشْ

پشیمانی...


‫دلم مثلِ هوا ابری ست... چشم‌ام خیس و بارانی
شبیه فصلِ پاییزم... پُر از آشوب و حیرانی


من از عاشق شدن تنها همین در خاطرم مانده؛
پشیمانی... پشیمانی... پشیمانی... پشیمانی


به بهانه‌ی تهرانِ بارانیِ این روزها