چشمۀ چشمهایش

اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ شاعِرٍ شَعَرَ حَقَّ چَشْمْ هایَشْ

چشمۀ چشمهایش

اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ شاعِرٍ شَعَرَ حَقَّ چَشْمْ هایَشْ

... در شرحِ اصولِ قبض و بسط


{فَاجْعَلْ نَفْسى مُطْمَئِنَّةً بِقَدَرِکَ...}



جمعِ ما را کوششی.. انگار بر هم می زند


واضحاتِ عشق را اسرار بر هم می زند


 

ما همان یک نقطه ی بی هیچ کمّ و کاستیم


وحدتی را چرخشِ پرگار بر هم می زند


 

کثرت و تکثیر را بر مِی حوالت می دهیم


ساقی اما قرعه را هر بار بر هم می زند


 

عشق ایمانی ست در آتش تکامل یافته


ماجرای سوختن را دار بر هم می زند


 

چشم های یار جمعِ چشمه داران می کند


لحظه ای چون باد زلفِ یار بر هم می زند


 

پیرِ ما می گفت... در شرحِ اصولِ قبض و بسط


خواجه این پیمانه را بسیار بر هم می زند



نظرات 3 + ارسال نظر
روحانی شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 11:21 ق.ظ

خوب
عشق و طغیان و برهم زدن قواعد

رهگذر... شنبه 16 فروردین‌ماه سال 1393 ساعت 09:36 ب.ظ

انقدر بهم میزنه تا به نفس مطمئنه برسیم.....

زیباست.... و چه قدر کیفیت بودن مان براش مهمه....

توفیقاتتان مستدام....

ممنون

یک لیوان انار دوشنبه 8 اردیبهشت‌ماه سال 1393 ساعت 04:25 ب.ظ

شعر لامصبی بود .
انگار واسه رگهای به ترک شده ی تن من بود ...
این بهار ِ بی بارونتون.

شاید این جرعه برای عطشی کافی بود!

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد