چشمۀ چشمهایش

اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ شاعِرٍ شَعَرَ حَقَّ چَشْمْ هایَشْ

چشمۀ چشمهایش

اَللَّهُمَّ الْعَنْ اَوَّلَ شاعِرٍ شَعَرَ حَقَّ چَشْمْ هایَشْ

دست گرمی با نفسِ امّاره!


سیگار را برای دل اَم دود می کنم

این سینه را به دستِ تو نابود می کنم

 

من با خدا معامله کردم غمِ تو را

در این معامله به خدا سود می کنم

 

باید که از لبت جگری دست و پا کنم

حالی اگر برای لبم بود می کنم

 

سیبی که طعمه کردی و من را شکارِ خود

دارم دوباره وقفِ خودِ رود می کنم

 

از این به بعد راهِ غزل های تازه را

با یک سبوی باطله مسدود می کنم

 

وَ این دو خط تراوشِ بی اعتبار هم

مثلِ بقیّه ی اثرم عود می کنم

 

بعدن به پاسِ این که مرا خلق کرده است

تقدیمِ به جسارتِ معبود می کنم


نظرات 1 + ارسال نظر
ص ب چهارشنبه 14 اسفند‌ماه سال 1392 ساعت 10:33 ب.ظ

عالی.

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد