وقتی دلم برای تو افتاد از نفس
حتی نفس به پای تو افتاد از نفس
بی تو چقدر منت درمان کشیده بود
دردی که در هوای تو افتاد از نفس
حالم شبیه زلف تو در نیمهی شب است
چون پیش سجدههای تو افتاد از نفس
آیینه هم ز چشم تو حیرت کشیده است
اغماض کن فدای تو... افتاد از نفس
از طاقتم توقع رفتن نمیکنم
در جادهای که نای تو افتاد از نفس
برای سید رضا جعفری
به تنگنای جنونم رسیدهام بی تو
رگ تعلق خود را بریدهام بی تو
چنان سزاست بمیرم که با تمام وجود
مرا به چوبهی دارم کشیدهام بی تو
تمام قلبم و آنقدر هم ندانستم
چگونه این همه مدت تپیدهام بی تو
شبانهها به تلافی بوسههای قضا
چقدر لب به ندامت گزیدهام بی تو
زدم به جاده پیاده سه روز پی در پی
سلام دادم و پاسخ شنیدهام بی تو
مرا که "فی کَبَدم" ساختی کنار خودت
چرا همیشه فقط رنج دیدهام بی تو
به گریههای محرم دوباره دعوت کن
بس است هرچه که تلخی چشیدهام بی تو
وقتی برای زخمهایت مرهمی نیست
یعنی به غیر از تیغ با تو محرمی نیست
ای عشق، بیرحمانه بر ما رحم کردی
تنها میان سیلی از غمها... غمی نیست
دائم تو را در خاطرم دارم... چه کردی؟
با لحظههایی که بدون تو دمی نیست
ما جز نداری هیچ دارایی نداریم
دستان خالی هم خودش چیز کمی نیست
در پیچ و تاب گیسویش تنهاترینیم
دیوانه میداند که آنجا "با همی" نیست
ای دل به جز شش گوشه در هرجای هستی
جایی برای دردهای آدمی نیست
از سفرهاش دوباره خیال آب و نان گرفت
روحالقدس دمید و غزل نیز جان گرفت
ربّ من از سلالهی ارباب آمده است
سهم مرا رسیدنش از آسمان گرفت
با چشمهای مست علیاکبری(ع) او
باید که هو کشید و به ذکرش زبان گرفت
جانم به رقصِ تیغ به دستش که در سماع
"حسنش به اتفاق ملاحت جهان گرفت"
در چلّهی کمان عبودیّت حسین(ع)
او را خدا برای شهادت نشان گرفت
او اولین قتیل ز نسل خلیل بود
بیچاره آن عبا که تنش در میان گرفت
رزق شهادت دلِ پُر درد خویش هم
در پیچ و تاب گیسوی او میتوان گرفت
لیلایی است آتش عشقم که سوختم
یا حق، تمام هستی خود را فروختم
پیرِ طریقِ پیر و جوان، اکبر(ع) است او
معراجِ بینشانهی پیغمبر است او
در حشر جلوه میکند و مست میشویم
کهنهترین شراب خُم محشر است او
دل را به اختیار ندادم به حضرتش
مثل تمام هاشمیان دلبر است او
شیعه چو جان به بیعت چشمش نذاشته
بیعت کند که آینهی حیدر(ع) است او
افسوس میخورم که چرا جان ندادهام
در مقتلی که جای علیاکبر(ع) است او
بعد از اذان ظهر اذا الشمس کوّرت
بر روی خاک کرب و بلا پرپر است او
هرکس در این میانه اگر نالهای شنید
آری... صدای حنجرهی مادر(س) است او...
زهرا(س) تمام روضهی ناگفتهی علی(ع) است
تسبیحِ تربتش همه آغشتهی علی(ع) است